X
تبلیغات
پرواز رويايي - 4- بیان کامل نفس یا طرح الهی - بازی زندگی و راه این بازی ( کتاب 4 اثر از فلورانس)
قانون اول پرواز دل کندن از زمین است

بیان هر انسانی را بیان کامل نفس است. یعنی جایی که تنها او باید پر کند نه کس دیگر. کاری هست که تنها او باید انجام برساند نه کس دیگر و این تقدیر اوست.

این توفیق در ذهن الهی دارای صورتی است کامل و در انتظار تا آدمی آن را بازشناسد. منتها از آنجا که نیروی خیال نیرویی است خلاق، ضرورت دارد که پیش از اینکه آن صورت به عینیت درآید، آدمی آن را به چشم دیده باشد.

والاترین خواهش آدمی آگاهی از طرح الهی زندگی خویشتن است.

زیرا چه بسا کوچکترین تصوری از آن نداشته باشد. چرا که شاید صاحب استعدادی باشد شگفت انگیز، منتها نهفته در ژرفترین زوایای وجود.

آن طرح کامل، سلامت و ثروت و محبت و بیان کامل نفس را دربر می گیرد. این عرصه از حیات است که شادمانی تمام عیار به بار می آورد. هنگامی که آدمی آگاهی از طرح الهی زندگی خویشتن را بطلبد، چه بسا در زندگی خود با دگرگونی هایی عظیم رویارو شود زیرا قریب به اتفاق انسان ها از طرح الهی زندگی خود دور افتاده اند.

چه بسا بیان کامل نفس زنی این باشد که همسری کامل، مادری کامل یا کدبانویی قابل باشد. به لزوما صاحب شغل و حرفه ای بیرون از منزل.

رهنمودهای مشخص بطلبید تا راهتان هموار و کامیاب شود.

آدمی هرگز نباید مجسم کند یا به زور تصویر ذهنی بسازد. هنگامی که او می طلبد تا طرح الهی به ذهن هشیارش بیاید، بارقه های الهام بر دلش خواهد تابید و خود را در حال به دست آوردن توفیقی بزرگ خواهد دید. این است آن تصویری که نباید از آن چشم بردارد.

آنچه آدمی می جوید در جستجوی آدمی است. *تلفن* در پی *بل* بود!

پدر و مادر نباید شغل یا حرفه ای را به فرزندان خود تحمیل کنند.

طریق خود را به خدا بسپار. کتاب مقدس کتابی است که با علم ذهم سروکار دارد. کتابی که به آدمی می آموزد چگونه روح یا ذهن نیمه هشیار خود را از هرگونه قید و بند برهاند.

اغلب ترس است که میان آدمی و بیان کامل نفس او جدایی می افکند. چه بی شمار نوابغی که از وحشت روی صحنه آمدن از کار بازمانده اند. با شفا و شفاعت می توان بر این ترس غالب آمد. آنگاه آدمی با از دست دادن احساس خودآگاهی، خویشتن را بسان ابزاری می یابد تا خدا از طریق او عیان و بیان گردد. از این رو، در پرتو الهام است و سرشار از اطمینان زیرا یقین دارد که*الوهیتی که در درون او است* کار را به انجام می رساند.

هرگاه انسان بیش از اندازه به خود مطمئن باشد، اغلب با مانعی بازدارنده برخورد می کند که معنایش این است که به جای توکل به خدا به شخصیت خود اتکا کرده است.

گاه رویدادی بس ناچیز می تواند نقطه عطف زندگی انسان باشد.

رابرت فولتون با دیدن آب جوشی که از یک کتری بخار می کرد کشتی بخار را دید!

چه بسیار دیده ام که شاگردی با مقاومت کردن یا نشان دادن راه، نگذاشته که خواسته اش عینیت یابد.

او ایمان خود را وامی دارد که به یک چاره چشم بدوزد و به آن تدبیری فرمان میدهد که خود برای برآوردن خواسته اش می پسندد. یعنی همان کاری که همه راه ها را مسدود می کند.

خداوند که عقل کل است می فرماید: افکار من افکار شما نیست و طریق های شما طریق های من نیست. این قدرت نیز چون هر قدرت دیگر - خواه بخار و خواه الکتریسیته - به موتور یا ابزاری بی مقاومت نیزا دارد تا بتواند از طریق آن کار کند و انسان به منزله آن موتور یا آن ابزار است.

بارها به آدمی گفته اند که ***خاموش بایستد***.

خداوند به شما چنین می گوید از این گروه عظیم ترسان و هراسان مباشید زیرا که چنگ از آن شما نیست بلکه از آن خدا است. فردا به نزد ایشان فرود آیید. در این وقت بر شما نخواهد بود که جنگ کنید. بایستید و نجات خداوند را که با شما خواهد بود ببینید.

هدف شاگرد باید تعادل و توازن باشد! چون توازن یعنی قدرت. زیرا به قدرت خدا مجال می دهد تا به درون آدمی بشتابد و آنچه را که رضامندی او را به جا می آورد اراده کند و به انجام برساند.

انسان متوازن به روشنی فکر می کند و به سرعت تصمیم درست می گیرد. کوچکترین مسئله از چشمش مخفی نمی ماند.

خشم نمی گذارد که انسان جلو چشم خود را ببیند. خون را مسموم می کند. ریشه همه امراض است و سبب تصمیم گیری های نادرست که به شکست می انجامد.

هر چه از ایمان نیست گناه است. او در می یابد که ترس و نگرانی مهلک اند. ایمان وارونه اند زیرا از طریق تصاویر منحرف ذهنی، هر چه را که از آن بیم دارند به عینیت در می آورند. وظیفه شاگرد، تاراندن این دشمنان است. انسان بی باک کارش به اتمام رسیده است.

*انسان خدایی است ترسان*

آدمی تنها با پیش تاختن به سوی چیزی که از آن می هراسد می تواند بر ترس خود چیره شود.

به محض اینکه انسان اراده کند تا کاری را به انجام برساند که از آن می هراسد، دیگر مجبور به انجام آن نخواهد بود.

در ذهن الهی تنها تکمیل هست و کمال، پس خواسته من به انجام رسیده است. حال این خواسته، کار عالی باشد یا خانه عالی، یا سلامت کامل و یا هر چیز دیگر. انسان هر چه بطلبد صورتی است کامل که پیشاپیش در ذهن الهی نقش بسته است و باید در پرتو لطف الهی و به طرزی عالی عینیت یابد. آدمی باید شکر به جا آورد که خواسته اش با پیشاپیش در عرصه غیبی ستانده است و مجدانه برای دریافت آن در عرصه عینی تدارک ببیند.

هرگاه آدمی با ایمان بطلبد باید بستاند زیرا خدا چاره ساز است و تدابیر خود را می آفریند!

برخی از مردم بخشندگانی خوشدل اند اما گیرنده ای نامطبوع. به دلیل غرور یا به دلایلی منفی هدایا را نمی پذیرند. از این رو، راهها و چاره ها را مسدود می کنند و سرانجام نیز خود را در کمبود یا تنگدستی می یابند.

انسان با هر دست بدهد با همان دست می گیرد و همیشه میان داد و ستد موازنه ای کامل برقرار استو هرچند آدمی باید بی هیچ چشمداشت ببخشد اما اگر آنچه را که به سوی او باز می گردد نپذیرد از قانون تخلف ورزیده است زیرا همه هدایا از جانب خدا می آیند و انسان ها تنها وسیله اند.

حتی فکر تنگدستی نیز نباید از سر انسان بخشنده بگذرد.

خداوند گیرنده مطبوع را به اندازه نخشنده خوشدل دوست دارد.

آدمی به دلیل آروزیی برنیامده به عالم خای باز می گردد تا دیون *کارمایی* خود را بپردازد یا تقدیرش را به انجام برساند.

خدا هرگز به وجود نیامده و هرگز از وجود نرفته است. او که هست و بود و خواهد بود.

رهایی آدمی با عینیت بخشیدن به طرح الهی زندگیش یا به انجام رساندن تقدیرش از راه می رسد.کامل نفس یا طرح الهی - بازی زندگی و راه این بازی

 

+ نوشته شده     توسط  حامد  |