اوشو
مجسمه ای از سنگ تراشیده می شود. پیشاپیش درون سنگ نهفته است نیازی به ساختنش نیست. تنها باید توده ی بی فایده ی سنگی که دور آن را گرفته جدا شود. مثال مجسمه و سنگ مثله عشق و ذهن است.
انسان پدیده ای غریب است ، به فتح هیمالیا می رود
به کشف اقیانوس آرام دست می یابد ، به ماه و مریخ سفر می کند
تنها یک سرزمین است که هرگز تلاش نمی کند آن را کشف کند
و آن دنیای درونی وجود خود اوست .
شکوفا شو !
درها و پنجره هاب خود را از هم بگشا
بگذار باد و باران و آفتاب به درون آیند .
بگذار مردم بر تو وارد شوند و تو بر آن ها مهمان شوی .
این تنها راه است تا از راز شگفت انگیز زندگی آگاه شوی .
زندگی چیزی است غیرممکن; نبایستی باشد، ولی هست. بودن ما، درختان، پرندگان، اینها همه معجزه است. واقعا معجزه است، برای اینکه کل کائنات بی جان است. میلیونها و میلیونها ستاره و میلیونها و میلیونها منظومه ی شمسی همگی فاقد حیات هستند. فقط بر روی زمین، این سیاره ی ناچیز- که در مقایسه با کا کائنات ذره ای غبار بیش نیست - حیات و زندگی به وجود آمده است. زمین خوش اقبال ترین مکان در کل هستی است; چرا که در آن پرنده ها می خوانند، درختان رشد می کنند و شکوفه می دهند، انسانها عشق می ورزند، آواز می خوانند، می رقصند. واقعا اتفاقی غیرقابل باور رخ داده است
ژرف زندگی کن، از ته دل زندگی کن، یک پارچه با تمام وجود به طوری که وقتی مرگ در زد آماده باشی؛ آماده چون میوه ای رسیده برای فرو افتادن از درخت. تنها نسیمی ملایم میوزد و میوه فرو می افتد. گاه حتی بدون هیچ نسیمی میوه به سبب سنگینی و رسیدگی از درخت می افتد. مرگ باید چنین باشد. و این آمادگی باید با زندگی کردن فراهم آید.
همه ی لحظه ها زیبا هستند فقط تو باید پذیرا و تسلیم باشی. همه ی لحظه ها نعمت اند فقط تو باید قادر به دیدن باشی. همه ی لحظه ها میمون و مبارک اند. اگر تو با حق شناسی عمیق بپذیری هرگز هیچ چیز عیب نخواهد کرد.
انسان در دریایی رها شده پر از امواج، قایق کوچکش شکسته و...گرسنه وتشنه در حال نابودی ،در وسط دریا...